حاجيه خانم علويه كرمانى
23
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى
مرده ، چند سال است بيوه شده » . همينطور مهمان جانشين آقا خان محلاتى هم هستند . اين بخش از سفرنامه براى شناساندن وضعيت بمبئى و جنبههاى تمدنى و جديد آن جالب توجه است . آنان سپس سوار كشتى شده به سوى جده حركت مىكنند « خلاصه صبح شنبه اوّل ماه ذى قعده خداحافظى كرديم . آمديم در غراب . تا ظهرى هفتصد نفر حاج از سنى ، كابلى ، هندوستانى ، مسلمان همه جمع شدند در جهاز » . طبق معمول در ايام حج محلى به عنوان قرنطينه معين شده و زايران روزهاى متوالى در آنجا تحت مراقبت قرار مىگرفتند . گرماى شديد ، كمبود آب و امكانات ديگر به شدت آزار دهنده بود . با پايان يافتن مدت قرنطينه آنان راهى جده شدند . اين قرنطينه به قدرى براى او سخت گذشت كه مىنويسد : « آتش به جان آن آدمى بگيرد كه ماها را روانهء بمبئى كرد . ده روز ما را آنجا معطل كرد كه حاجى جمع كند . آخر هم جمعى سنى و چهار امامى ، ششامامى ، هفت امامى آوردند در جهاز ، همه گدا » . با پايان يافتن مدت قرنطينه آنان راهى جده شدند . وصف وى از قرنطينه كامل و عالى است . به هر روى آنان سوار كشتىاى مىشوند كه جمعا حدود هفتصد نفر حاجى در آن بوده و از ميان آنان تنها 23 نفر شيعه بودند . وى مىنويسد غالب آنان گدا بوده و « از هر كدام مىپرسى كجا مىرويد ، مىگويند مكهء شريف . از قرار ظاهر مىروند به گدايى . همين موسم حاج مىروند مكه گدايى مىكنند ، برمىگردند . همه لخت برهنه ، . . . پدرسوخته ، طهارت نمىگيرند . . . قريب ششصد ، هفتصد نفر متجاوز بوديم . بيست و سه نفر شيعه بوديم ، باقى همه سنّى و غيره بودند » . در ميان راه ، كشتى مسير را گم كرده و آنان نگران هستند كه كشتىشان به سنگ بخورد . زيرا « دو سال قبل از اين كشتى به كوه خورده بود ، غرق شده بود . دكلهايش از آب بيرون بود » . كشتى متوقف مىشود تا آن كه در نهايت راهنمايى از جدّه رسيده و كشتى را بهسوى بندر جدّه مىرساند .